شخصیت و شعر فروغ فرخزاد به تعبیر مایکل هیلمن
از کتاب منتشر نشده بنام "ما از نگاه دیگران"
مترجم: داوود قلاجوری
بعنوان شاعره ای بیوه در تهران، فروغ فرخزاد هم مورد توجه مردان بود و هم زیر باران انتقاد. فرخزاد چند رابطه عاشقانه کوتاه مدت با مردان مختلف داشت که شعر "گناه" بازتاب یکی از آن روابط است و در سایه این روابط بود که فرصتی 9 ماهه برای سفر به اروپا برایش فراهم آمد. در 1958 با ابراهیم گلستان، فیلمساز و نویسنده جنجالی، آشنا شد که رابطه عاشقانه آنها تا زمان مرگ فرخزاد ادامه داشت. گلستان که مزدوج و صاحب دو فرزند بود، فروغ را بعنوان کارمندش در استودیوی فیلمسازی خود استخدام کرد و فرض براین است که ابراهیم گلستان همان مرد محبوبی است که فرخزاد در اشعار "فتح باغ" و "تولدی دیگر" از او سخن میگوید.
دو شعر فوق، بعلاوه اشعاری که قبل از آن دو شعر سروده بود، اشعاری زندگینامه وار بودند که مضمون آنها مربوط به ازدواجش بود. در شعرهائی که پس از آن سرود نظراتش را بی پرده در باره مسائل کلی و مسائل زنان مطرح ساخت. اگرچه اهمیت فرخزاد بعنوان شاعر به دستاوردهای هنری وی در اشعارش مربوط میشود، اما این واقعیت به جای خود محفوظ است که فروغ فرخزاد در دنیای مردانه ادبیات فارسی اشعاری سرود که از نظر فرهنگی حائز اهمیت بسیار است. به عبارت دیگر، اگر نظر رضا براهنی را در باره سنت و تاریخ ایران بپذیریم که گفته است که تاریخ ایران اساسا یک "تاریخ مردانه" است، بنابراین میتوان فروغ فرخزاد را بنیانگذار "فرهنگ زنانه" و آغازگر یک "جنیست ادبی جدید" دانست که شاعران پس از فرخزاد باید با این دو موضوع کنار می آمدند.
در توصیف وضعیت زن در فرهنگ ایران و در تشریح بی پرده گوئی بیسابقه فرخزاد بعنوان یک زن، زندگی پرحادثه، فشارهای اجتماعی بر زنی که میخواهد فردی مستقل باشد، و کشاکش با نیروهای مخالف با فرخزاد و اشعارش، باید بطور دقیق مد نظر باشد. زندگینامه مختصر او شاید از نظر فرهنگی یکی از گویاترین وضعیت زندگی در ایران باشد که در کتاب "زنی تنها" تصویر شده است.
این قسمت از مقاله مربوط است به مشخص کردن خصوصیات فرخزاد بعنوان شخصیتی ادبی که خصلتها و ایده آلهای مستقل فردی را بطور غیر متعارف در اشعارش خلاصه کرده است، خصلتها و ایده آلهایی که مورد علاقه شاعران مرد نیز هست. برای این منظور، دوازده قطعه شعر با ویژه گیهای فرهنگی ایران از میان 130 قطعه شعری که فرخزاد از اواسط 1954 میلادی تا هنگام مرگش سروده انتخاب شده است. این دوازده شعر که به چهار گروه تقسیم شده اند با نقد و تفسیری همراه است که ویژهگیهای فرهنگی بین زبان و لحن زنانه فرخزاد و زبان و لحن مردانه شخصیتهای ادبی برجسته ای چون فردوسی، خیام، سعدی، حافظ، هدایت و آل احمد را نشان دهد.
واضح ترین مضمون متفاوت و غیر متعارف در اشعار فرخزاد زبان و لحن زنانه و حساس او نسبت به سرنوشت زنان ایرانی، دلگرمی دادن به خوانندگان زن اشعارش، و تلاش در کمک به آنها در درک وضعیت ستمدیده خویش است و اینکه باید برای از بین بردن این ستم کاری بکنند. در اولین شعر از آن دوازده شعر که "حلقه" نام دارد، فرخزاد دخترکی را در شعرش تصویر میکند که آموخته است ازدواج الزاما رابطه ای بر اساس اعتماد نیست. ازدواج خود فروغ فرخزاد به دلایل مختلف به طلاق انجامید. دو شعر بعدی در این گروه شعر "سرود پیکار" و شعر "به خواهرم" هستند که اشعاری دادخواهانه از سوی زنان است. آخرین شعر این گروه شعر "عروس کوکی" است، شعری است همچون یک کیفرخواست در مقابل زندگی ستمدیده زنان ایرانی که فرخزاد به آن کاملا واقف بود.
حلقه (از مجموعه اسیر)
دخترک خنده کنان گفت که چیست
راز این حلقه زر
راز این حلقه که انگشت مرا
این چنین تنگ گرفته است ببر
راز این حلقه که در چهره او
اینهمه تابش و رخشندگی است
مرد حیران شد و گفت:
حلقه خوشبختی ست، حلقه زندگی است
همه گفتند مبارک باشد
دخترک گفت دریغا که مرا
باز در معنی آن شک باشد
سالها رفت و شبی
زنی افسرده نظر کرد به آن حلقه زر
دید در نقش فروزنده او
روزهائی که به امید وفای شوهر
به هدر رفته هدر
زن پریشان شد و نالید که وای
وای، این حلقه که در چهره او
بازهم تابش و رخشندگی است
حلقه بردگی و بندگی است
(ادامه دارد...)